عليرغم اينكه پست قبلي براي تنوير افكار عمومي نوشته شده بود، اما ظواهر امر نشون ميده كه افكار عمومي نه تنها اونقدرها منور نشده، بلكه برخي از قسمتهاش مكدر نيز شده!
قطعا هركدوم از بندهاي اين توافقنامه حاصل بروز برخي از مشكلات در روند قبول سفارش اينترنتي است. مساله اصلي اينه كه طراحي قالب بخشي از حرفهاي است كه من در كنار ساير موارد بهش مشغولم. ممكنه شما امروز ايميلتون رو باز كنين و ببينين كه چندتا سفارش براي طراحي قالب دارين. وقتي تعداد سفارشها كمه، شما فرصت دارين تا با ردوبدل كردن چندتا ايميل همه اونچه كه سفارش دهندهها بايد در مورد كار شما بدونن، بهشون بگين. اما وقتي تعداد سفارشها زياد ميشه، تبادل ايميل كار سختي ميشه! كار به جايي ميرسه كه مجبور ميشين ايميلهاي سفارش دهندههاي مختلف رو براي بقيه كپي پيست كنين! تازه اين اول راهه! ممكنه شما مبادله ايميلتون با يه نفر سه هفته طول بكشه و اون مرتب طي اين سه هفته 5 بار سليقه و نظرش در مورد طراحي قالب و موضوع وبلاگش عوض بشه!
مثلا ممكنه شما بعد از دو هفته مكاتبه، چنين طرحي رو با 5 تركيب متفاوت براي يك سورئاليست فارسي زبان، طراحي و ارسال كرده باشين:

و اون در پاسخ اين عكس رو به عنوان اونچه كه از شما انتظار داشته ارسال كنه!!!

فهميدن اين موضوع كه ادامه طراحي براي چنين وبلاگ نويسي بيفايده است، كار سختي نيست! اما اونچه كه مهمه، اينه كه شما بخشي از فرصت خودتون رو صرف انجام كاري كردهايد كه نه نتيجهاي براي شما داشته، نه نتيجهاي براي طرف مقابل!
اينجاست كه بند اول توافقنامه به كار مياد:
اولين كسي كه بايد بدونه شما دقيقا چه چيزي از طراح انتظار دارين «خودتون» هستين! نه «طراح»!
بدون در نظر گرفتن اين بند از توافقنامه، شما بعد از چند هفته تلاش، متهم به بدقولي يا عدم كفايت در طراحي ميشين!!!
بند دوم توفقنامه بيشتر شامل حال كساني ميشه كه هنوز نميدونن براي چي دارن وبلاگ مي نويسن:
«اگر امكاناتي كه نياز دارين در سرويس وبلاگي شما وجود نداره، اصرار بيفايده است!»
هنوز نميدونن كه توي وبلاگشون بايد لينكهاي مفيد به مردم معرفي كنن، يا بايد عكساي قشنگ به مردم نشون بدن، يا بايد براي ملت موزيك پخش كنن، يا…
اين دسته هم طي پروسه طراحي دائما به امكانات وبلاگشون اضافه مي كنن و وقتي شما بهشون ميگين كه اين كار در پرشين بلاگ امكان پذير نيست، خيال مي كنن دارين اونا رو ميپچون. اساسا چون آگاهيشون در همه زمينههاي وب كمه، برائت جستن هم از اتهامي كه بهتون وارد شده كار سختيه و ممكنه تا مدتها هروقت به وبلاگتون سر ميزنن، يك كامنت تلافي جويانهاي هم نصيبتون كنن! اين قبيل قالبها هم غالبا به نتيجه خاصي منجر نميشن و جز دلخوري و از دست رفتن وقت و انرژي ثمري ندارن!
در بند سوم، توافقي در كار نيست! اين بند اساسا يك پيشنهاد دوستانه است!
بند چهارم گواه اين مساله است كه در عالم وب، هيچ كاري غيرممكن نيست! من اين مساله را بارها اثبات كردهام! اگر يك هاستينگ مجهز به PHP داشته باشين، تقريبا همه نوع كاري ميتونين در وبلاگ يا سايتتون بكنين. مثل مبدل پرشين بلاگ به مووبل تايپ كه خيليا معتقد بودن امكان پذير نيست. يا مثلا نسخه بتاي ارداويراف، كه توش Perl و PHP و MySQL و MT و JavaScript و XML و HTML رو قاطي كرده بودم و هنوز هم از اين بابت مشابهي نداره!
ارشميدس يه خالي بسته بود، منم يه خالي ديگه ميبندم: يه هاستينگ PHPدار به من بدين تا دنيا رو براتون تكون بدم!!!
بند پنجم، كاربردي ترين روشيه كه تا حالا براي شروع يك سفارش طراحي پيش گرفتم، كسي كه كاملترين پاسخ رو به اين بند داده، يكي از قشنگترين قالبها نصيبش شده!

روند مکاتبات ايميلي براي شروع يک طراحي درست به همين شکله که توي توافقنامه اومده. يعني بعد از اينکه کلي وقت صرف تفهيم موارد بالا بين سفارش دهنده و طراح شد، تازه ميرسيم به اينجا که متوجه ميشيم سفارش دهنده اصلا توي باغ نبوده که بايد در قبال خدماتي که دريافت ميکنه هزينه صرف کنه!!! از کجا متوجه ميشيم؟! از از اينجا که بعد از آخرين ايميل طراح (که يه جورايي نرخنامه نيز محسوب ميشه)، سفارش دهنده براي هميشه ناپديد ميشه و يا در بهترين حالت اعلام انصراف مي کنه!
يک آسيب شناسي کامل بايد در اين مورد صورت بگيره تا دقيقا معلوم بشه که چرا کسر زيادي از سفارش هايي که اين روزها بدستم ميرسه، از طرف کسانيه که فکر مي کنن من در راه خدا قالب طراحي مي کنم!
در اينکه اين روزها عده وبلاگ هاي فارسي از عدد ستاره هاي قابل رويت آسمان نيز بيشتر شده شکي نيست. در اين که کسري بزرگي از اين ستاره ها رو جووناي الکي خوشي تشکيل ميدن (که براي اثبات باحالي خود!) توي وبلاگشون SMS مينويسن، جوک هاي همديگه رو کپي مي کنن و آموزش هک کردن مي دهند نيز شکي نيست. با خودم فکر مي کنم که شايد اين جماعت از سر خودشيريني (و اثبات باحالي) براي همديگر قالب نيز طراحي مي کنند! براي يک پسر الکي خوش چه سعادتي بالاتر از اين که ضمن فارسي کردن يک قالب آماده مخ دختري را هم بزند! اگر مواردي از اين دست زياد باشد، هيچ بعيد نيست که دختري بيايد و سفارش طراحي قالب بدهد و برايش کاملا بديهي باشد که نبايد هزينه اي بپردازد! (فقط با رندي خاصي بايد مراقب باشد که مخش نخورد!)
بعد از اين همه توضيحي که دادم بايد توانسته باشم هدف از بند ششم توافقنامه را برسانم:
«طراحي قالب در اين مکان مجاني نيست؛ تعرفه منصفانه و مصوب دارد»
بند هفتم توافقنامه يک جور نکته مهم کنکوري محسوب مي شود!
بند هشتم را به تازگي به توافقنامه اضافه نمودهام و مراد از آن «راه تکرار بر خطر بستن» است در مورد انبوه سفارش هايي که به جايي ختم نميشوند!
به اميد آنکه همه سوء تفاهمها از همه دوستاني که کامنتي و تلفني و ايميلي مرا ياري ميکنند رفع شده باشد.








